www.KermaneMajazi.com
صفحه نخست درباره ما تماس با ما
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397
شنبه 24 تیر 1396 , 08:59
گشودن گره اقتصاد ( بخش دوم)
در پیوند اقتصاد با مسائل اجتماعی، فرهنگی و امنیتی تردیدی نیست و حتی در برخی از روایات مذهبی، اقتصاد و معیشت مردم با دینداری آن‌ها چنان پیوند خورده که گفته‌اند اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌گردد.
در پیوند اقتصاد با مسائل اجتماعی، فرهنگی و امنیتی تردیدی نیست و حتی در برخی از روایات مذهبی، اقتصاد و معیشت مردم با دینداری آن‌ها چنان پیوند خورده که گفته‌اند اگر فقر از دری وارد شود، ایمان از در دیگر خارج می‌گردد.

البته حکایت توسعه و رسیدن به رفاه اقتصادی متناسب با آرمان‌های هرجامعه‌ای متفاوت است. مثلاً در کشورهای حوزه‌ی اسکاندیناوی که امروزه در بسیاری از شاخص‌های توسعه، در ردیف برترین‌های جهانی هستند،«شفافیت اقتصادی»،«توسعه انسانی»و«رفاه اجتماعی» حرف اول را می‌زند.

جالب توجه این است به یاد بیاوریم که اجداد نوردیک‌ها (ساکنان سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند ‌وجزایرفارو) وایکینگ‌هایی بودند که حدود یک قرن پیش به تندخویی، ماجراجویی و راهزنی مشهور بودند و امروز مردمان این کشورها به آرامش، تفکر و صلح طلبی شهره شده اند.

سوال این است که فرمول و الگویی که موجب شده تا کشورهای حوزه‌ی اسکاندیناوی در کارآفرینی، درآمد سرانه، تحصیل، بهداشت، امنیت و آزادی‌های فردی و اجتماعی و سطح رضایتمندی عمومی رتبه‌های اول را در جهان به خود اختصاص دهند، چه بوده؟

مثلاً آیا نخست وزیر سوئد می‌تواند با لیموزین تردد کند یا مشابه ترامپ، کاخی طلایی و ثروتی افسانه‌ای داشته باشد، در حالی که در آمریکا میلیون‌ها فقیر وجود دارد؟

آیا نخست وزیر فنلاند می‌تواند مانند پادشاهان مراکش و برونئی، یا حاکم امارات در فعالیت‌های اقتصادی و انحصاری سهیم باشد؟

ساده‌ترین پاسخ به چنین سوالی این است که دکترین اقتصادی الزاماً باید متناسب با اهداف و ساختارهای هر نظام سیاسی به گونه‌ای طراحی شود که جامعه ( ملت – دولت ) تکلیف خود را بداند.

اگر در تاریخ آمریکا روسای جمهور ثروتمندی چون ترامپ، جان اف کندی، جانسون و کلینتون و ... با ثروت های میلیاردی تا حداقل چند ده میلیون دلاری وجود دارند ودر همان حال بیش از 40 میلیون نفر کارتن خواب در آمریکا و در اوج فلاکت زندگی می کنند، نتیجه‌ی ساختار سیاسی و دکترین حاکم بر اقتصاد امریکاست.

اگر کشورهایی چون نروژ، دانمارک ، ژاپن و جمهوری چک کمترین میزان فاصله‌ی طبقاتی را دارند، محصول ساختار سیاسی و دکترین اقتصادی آن‌هاست و اگر در برخی کشورهای عربی یا برخی کشورهای آفریقایی اختلاف طبقاتی فاحشی وجود دارد نیز معلول همین عوامل کلی‌ست.

در جمهوری اسلامی ایران ما به دینی اعتقاد داریم که معاش و معاد را به هم وابسته دانسته و آموزه‌های معمار کبیر انقلاب اسلامی و فرمایشات مقام معظم رهبری نیز تماماً در جهت برقراری عدالت اجتماعی‌ست و در عین حال شاهد هستیم که متاسفانه عده‌ای می‌توانند از راه های میان بر به ثروت های افسانه‌ای برسند و اختلاف طبقاتی شگفت‌آوری بیافرینند که پرونده های اختلاس، یکی از نمونه های این نابرابری‌ها‌ست.

سوال این است که علت این اختلاف چیست و در کجاست و چرا علیرغم نام گذاری سال های متمادی، وضعیت اقتصادی و آثار و تبعات اجتماعی، فرهنگی و امنیتی ناشی از آن، کماکان با مشکل مواجه است؟

به نظرم اگر قرار باشد تنها یک پاسخ به این سوال بدهیم آن است که مشکل، در نتوانستن نیست، در نخواستن است.

ما با جریاناتی  انحرافی در حوزه‌ی سیاست مواجه هستیم که به هر شکل ممکن نمی‌خواهند رفاه عمومی اتفاق بیفتد، زیرا در صورت بر طرف شدن فقر و نیاز مردم، قدرت سیاسی خود را از دست خواهند داد و از سوی دیگر هم با جریاناتی مواجه هستیم که معتقدند خدا به عده‌ای عقل برتر داده تا به مدد هوش خود از فرصت‌ها استفاده کنند و به قلّه‌های ثروت و قدرت برسند، لذا آن را موهبتی الهی تلقی می کنند.

چنین تناقضاتی در محافل علمی یا عرصه‌های خصوصی ممکن و پذیرفته است، اما مصیبت از آن جایی آغاز می‌شود که صاحبان چنین تفکراتی آشکارا یا تحت پوشش شعارهای فریبنده، در ارکان سیاسی یک کشور نفوذ می‌کنند تا دکترین مورد نظر خود را پیاده نمایند. درست شبیه این که مردم یک شهر برای کوهپیمایی دسته‌جمعی فرا خوانده شده‌اند و به سختی و با مشکلات فراوان بالا می‌روند ، در همان حال می بینید عده‌ای چترباز پیش‌تر روی قله‌های ثروت فرود آمده‌اند و هر چه بوده ، ربوده‌اند.

حل چنین معضلی در حوزه‌های افتصاد، اعتماد عمومی را تقویت نموده، سطح مشارکت را بالا برده و اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد مردمی را محقق خواهند نمود. اقتصادی که در انحصار هیچ کس نباشد.

                                                                                                                                                                                                           خلیل همایی

                                                                                                                                                                                                         24 تیرماه 96

Copyright © 2017. All right reserved